رفیق

یه رفیق برای هرکس بخواد دیگه تنها نباشه


نمیدونستم اوضاع ام اینقدر بد شده... 

که درد عصب کشی دندون بدون بی حسی برام لذت بخش باشه...

تازه بعدش دکتر گفت: برو یه ژلوفن بخور که نصف شب بیچاره نشی...

گفتم: باشه دکتر حالا اگه وقت داری دندون کناری هم بِکش...

با تعجب گفت: بدون بی حسی؟!! به جُثه ات نمی خوره اینقدر مرد باشی! حتما برو دکتر خودت رو نشون بده. اوضاعت خوب نیست.

گفتم: باشه دکتر جون... دکترم اینجا نیست فعلا...  قرارِ بیاد... اگه نیومد شاید من برم مطبش...

در حالی که داشت دستکش هاش رو در می اورد گفت: حالا هم پاشو برو بذار وقت به همه برسه...

دم در که رسیدم گفت: ژلوفن یادت نره

گفتم: باشه، اگه یادم موند میخرم و اگه یادم موند می خورم...

بهش نگفتم اخرین بار دکترم تو اخرین نسخه به جای 3 تا بسته برام 3 تا کارتن نوشته بود...

پی نوشت: ...


برچسبـهـ ـا : رفیق, درددل
♥ چهارشنبه سی ام تیر ۱۴۰۰ ساعت 14:53 توسط: علی