گاهی یا بهتر است بگویم هر کجا دیدی دیگر به آخر خط رسیده ای در حالی که همه راه ها را با دقت امتحان کردی ولی نتیجه ای نداشت...
لحظه ای بایست...
نفس عمیقی بکش...
شانه بالا بی انداز ...
در یک آن ذهنت را از گذشته خالی کن...
لبخند بزن...
دوباره از نو شروع کن و زیاد فکر نکن...
ساده بیاندیش...
چرا که گذشته نه چندان خوب بر آینده ای بد دلالت نمی کند...
گذشته بد شاید خاطرات خوبی نداشته باشد ولی تجربیات گرانبهایی به تو فروخته است، و یادت باشد که آن ها را با طلای وقت خریده ای...
شانه بالا بیانداز و فراموش کن...
بدی ها را...
آدم های بد را...
نگرانی آینده را...
و به خاطر بسپار بدی آدم های گذشته را پای آدم های آینده نگذاری...
ما آدم خاکستری نداریم...
هنوز هم همه سفید و خوبند مگر اینکه خلافش ثابت شود...
هنوز هم باید به آینده، به آدم هایش و به اتفاقاتش فرصت داد...
حتی باید به زمان هم فرصت داد...

پی نوشت: شانه بالا انداختن کنایه از تمرّد کردن یا با بی اعتناعی از مطلبی تعبیر نمودن... (لغت نامه دهخدا)
پی نوشت2: گاهی سرپیچی کردن از قوانین زندگی بد نیست...
پی نوشت 3: قطعا گذشته فراموش نمی شه و قطعا دیگه بعد از اون اتفاقات دیگه اون آدم سابق نیستی...
برچسبـهـ ـا : درد دل, رفیق