رفیق

یه رفیق برای هرکس بخواد دیگه تنها نباشه


اینقدر نوشتم و پاک کردم،

اینقدر دست و دلم به نوشتن نرفت،

اینقدر حرف نزدم تا...

... تا بالاخره چشمام شروع کرد به فریاد زدن...

آره ...

آخرش همه حرفهام شد اشک...

پی نوشت: پر از بغضم ولی شرایط خالی کردنش فراهم نیست...

 


برچسبـهـ ـا : رفیق, ولاشان, ولاشون, علی سعیدی
♥ دوشنبه ششم مرداد ۱۳۹۹ ساعت 10:47 توسط: علی