رفیق

یه رفیق برای هرکس بخواد دیگه تنها نباشه


مـن نــاز تــو را مـاه کـه بسیار کشیدم

با سرخیِ خون در رگِ خودکار کشیدم

تصــویــــر تــو را در فلــکِ دفتــرِ شعرم

در مــرکــز منظــومــه‌ی اشعار کشیدم

رفتی و ندیدی که به دنبال تــو خـود را

با حـالِ بـــد و پــای پــر از خار کشیدم

در کـورهٔ حـسرت دلم آجـر شـد و دیوار

دور و بَــرِ این قـلب پُــر از سار کشیدم

خاکسترِ ققنوسِ دلم سرمه شد و من

هـر شــب به روی دیــدهٔ بیدار کشیدم

کــردم هــوسِ ســوختــن و بــاز دوباره

آتــش بــه تــن کــاغــذ سیگار کشیدم

یادت به ســرم بـود، وَ مــن تا دم آخــر

همـــراهِ سـَـرَم رویِ ســرِ دار، کشیدم

پی نوشت ۱: وزن شعر مستفعل مستفعل مستفعل مستف است

پی نوشت ۲: امیدوارم دوست داشته باشید

پی نوشت ۳: ...


برچسبـهـ ـا : درد دل, شعر از خودم, رفیق
♥ پنجشنبه هفدهم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 21:2 توسط: علی