شب است و مرغ شب غم دارد امشب
وَه آوازش چـــه مـــاتــــم دارد امشب
بِنال ای مرغ شـب جان و دلم سوخت
کـه آوای تــــو مـــرهــــــم دارد امشب
بگـــو از عشــــق و از دوری که هـر دو
برایــــــم غصّــــه درهــــم دارد امشب
بــخــوان تـــا آسمــــان شایـــد بِبـــارد
که بــاران را فقــــط کــــم دارد امشب
بِبــــار ای آسمـــــان بــــاران فــــراوان
دلـــــم ســــودای شــبنـــم دارد امشب
کتـــاب خــاطــراتــم صفحــه صفحــه
از اشـــــک دیــده ام نــــم دارد امشب
بخـــوان ای مــرغ شب تــــرسم بریزد
که دل یـک وهـــم مبــــهم دارد امشب
غَــــزل می خوانم امشب تـا سپیـــدی
چــه حســـــرت ها که آدم دارد امشب

پی نوشت 1: وزن شعر مفاعیلن مفاعیلن فعولن است (هشتمین وزن پرکاربرد)
پی نوشت 2: امیدوارم دوست داشته باشید
پی نوشت 3: ...
پی نوشت 4: رفتیم که زود برگردیم، گرفتار شدیم و دیگه بر نگشتیم...
پی نوشت 5: دیر فهمیدیم و دیر شد...
برچسبـهـ ـا : شعر از خودم, رفیق