رفیق

یه رفیق برای هرکس بخواد دیگه تنها نباشه


تازه بعـــد از دیدنــت این دل حسابــی تنـــگ شد

شیشــه ی احســاس مـن آماج قلماسنـــگ شد


حرف عشق و عاشقی پس دیگران را عـار نیست

نوبــت من تا رسیــــد اینــها تمــامــی ننــگ شد؟


حـــرف های کهنــه ماند و در گلــویم بغــــض شد

خــوب شد حــالا گلــویم معـــدنی از زنــــگ شد؟


می کنــی دوری و مــن درمانــده و این فاصــــــله

رفتــه رفتــه بیـن ما از بخــت بد فــــــــرهنـگ شد


خستـــــه ام از انتــــظار و جای آرامـــــش ببـــیـن

قلــــب مــن هر ثانیــه در سینــــه ام آونــــگ شد


می شوم دیوانه آخـر بس که شــب ها تا سحـــر

بیــن این دل پاره ها با عقــل ناقــص جنـــــگ شد


فــــکر کردم عشــــق درمان مــی کند امّا دریـــــغ

تازه خــود هم آمـــد و زخـــمی به پای لنـــگ شد


پاره شــد بنـــــد دلـــم از این صبـــــوری ها ولــی

این دل مظلــــوم من با خــون چـه زیبا رنـــگ شد


سهم تو شد قهـــــوه خوردن با رقیبم نـــوش جان

سهم من هم نوش جانـــم، استکانی مـــرگ شد

پی نوشت ۱: سلام به همگی، وزن شعر فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن است.

پی نوشت ۲: ممنون که نظراتتون رو می نویسید برام، خیلی نیاز دارم

پی نوشت ۳: ...

پی نوشت ۴: امیدوارم دوست داشته باشید...

پی نوشت ۵: ...


برچسبـهـ ـا : درد دل, شعر از خودم, رفیق
♥ پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۲ ساعت 10:25 توسط: علی