رفیق

یه رفیق برای هرکس بخواد دیگه تنها نباشه


پایــیز دوباره می رســــــــــد باز

باد از سر شاخه می زنــد سـاز

پوشانــده دوباره جامـــه ای زرد

بر جـــان زمیـــن و مـی شود ناز

می افتد و می خورد زمین بـرگ

از شــوق یکی دو لحظه پــــرواز

بلبـل که نداشـــــت تاب دیـــدن

کوچیــــــد و نخوانــــد، دیـگر آواز

او رفــت و انار خون به دل شـــد

بیــــــن خودمــان بمانـــد این راز

بـــــاران زده تا بخوانـــد این بــار

یک نغــــــــمه به جـای آن پریناز

پی نوشت 1: وزن این شعر مفعولُ مفاعلن فعولن است.

پی نوشت 2: پاییزتون قشنگ باشه...🍂🍁🍁

پی نوشت 3: ...

پی نوشت 4: فصلی تمام شد و فصلی آغاز، اما گاهی فصلی ابدی می شود...

پی نوشت 5: ...


برچسبـهـ ـا : شعر از خودم, رفیق
♥ شنبه یکم مهر ۱۴۰۲ ساعت 0:0 توسط: علی