رفیق

یه رفیق برای هرکس بخواد دیگه تنها نباشه


شد هوایی به گلستــــــــانه که او دید تو را

بغلـــــــــت کرد به آرامی و بویــــــید تــو را

گونه بر گونۀ خوشرنــــــگ تو مالید و سپس

دست بر گردنت انداخت و بوسیـــــــد تو را

گفت در گوش تو چیزی و شـــکفتی از هــم

دل به او دادی و از ساقه گل چیــــــد تو را

ســوخت از غصّـه دل بلبل فـهمیده که دیــد

غنچــه بودی و نفهمیــــد! نفهمیــــــد تو را

شک ندارم که دلش سوخت خدا هم حتــی

روزگار از منِ بـــــــی چاره که دزدیـــد تو را

پی نوشت 1: وزن شعر فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن است.

پی نوشت 2: امیدوارم دوست داشته باشید

پی نوشت 3: نظراتتون خیلی مهمِ، پس دریغ نکنید

پی نوشت 4: خوب میشه یه روز، بود و نبود ما هم مهم نیست...

پی نوشت 5: ...

پی نوشت 6: پاییز برای بعضی ها از مدتها قبل شروع می شه...

پی نوشت 7: اینم از من...


برچسبـهـ ـا : شعر از خودم, رفیق
♥ چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 0:0 توسط: علی