رفیق

یه رفیق برای هرکس بخواد دیگه تنها نباشه


مـــن زردم و پاییــــزی، یک بـــرف زمســـتانی

تــو میــــوۀ تابستــــان، ســرســــبز و بهارانی

شـــــوریده و خشکیـــــده، مـــــن مثل بیابانم

تــو حال خــــوشِ جنگـــل، شیـــرینــیِ بارانی

همــــراه پرستــــــو ها پــــــرواز کــــن از اینجا

آزاد و رهایــــی تـــو، مـــن مانــــــده و زندانی

بگـــذار بمانـــم مـــن، پوسیــــــده تنــــم دیگر

در خــــواب نمی دیـــــدم این روزِ پریـــــشانی

پاییز نخواهد رفت، خِش خِش تو که می آیی؟

هر چنـــد که آهســـته، هر چنــد که پنهانی؟

با خنـــده به مــن گفتی، آدم نـــشدی انــگار

تا چنــــد به امّیــــــدِ، برگشـــتـــن یارانــــی؟

گاهـــی خبــــرت را مــن، از ابـر که می گیرم

مـــی بارد و می فهـــمم آن روز تــــو خندانی

پی نوشت 1: وزن عروضی رو تمرین کردم و یاد گرفتم تا بهتر و درست تر شعر بنویسم

پی نوشت 2: وزن این شعر مستفعلُ مفعولن،مستفعلُ مفعولن است که به شکل --77/---/--77/--- نمایش داده می شود

پی نوشت 3: امیدوارم دوست داشته باشید

پی نوشت 4: بعضی از شعرهای قبلی هم بررسی کردم از نظر وزنی و خیلی مشکل ندارند و نیاز به یه سری اصلاحات جزئی داره که حتما اصلاحشون می کنم

پی نوشت 5: ...


برچسبـهـ ـا : شعر از خودم, رفیق
♥ یکشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 16:56 توسط: علی