رفیق

یه رفیق برای هرکس بخواد دیگه تنها نباشه


زمستون نزدیکه...

زمستون اینجا که مثل آرزوهامون شده...

فقط سرمای وجودش احساس میشه...

لطافت بارونش و نرمی و سپیدی برفش رسید به اونایی که تو خواب هم نمی دیدن...

زمستون اینجا که اینطوری نبود! یهویی اینطوری شد...

ساده لوحی و حماقتِ اگه منتظر باشیم تا یهویی هم درست بشه...

هر بچه ای هم می دونه دست هایی توی کار بود...

دست سرنوشت...؟!

یا دستِ ...

پی نوشت ۱: ...


برچسبـهـ ـا : دردودل, رفیق, متن از خودم
♥ دوشنبه چهاردهم آذر ۱۴۰۱ ساعت 15:30 توسط: علی