رفیق

یه رفیق برای هرکس بخواد دیگه تنها نباشه


دستمون رو دراز کردیم گفتیم کمک، کمک، شدن فیلسوف و شروع کردن نگاه کردن و پرسیدن که

چرا کمک می خوای؟

اصلا ریشه مشکل کجاست؟

ریشه مشکل کجاست؟ 

اصلا داری راست می گی یا دروغ؟

چرا باید کمک بخوای؟

چی شد که تصمیم گرفتی کمک بخوای؟

و ...

اصلا غلط کردیم کمک خواستیم دست از سرمون بردارید بذارید به حال خودمون بمیریم... خودمون تلاش می کنیم، جون می کَنیم یه راهی پیدا می کنیم

 

گفتن کمک، دست دراز کردیم که کمک کنیم باز شدن فیلسوف و شروع کردن به پرسیدن که

چرا می خوای کمک کنی؟

چطور می خوای کمک کنی؟

اصلا چرا تو باید کمک کنی؟

اصلا چی شد که تصمیم گرفتی کمک کنی؟

و....

اما این بار هرگز نگفتیم غلط کردیم که خواستیم کمک کنیم و هرگز هم نمی گیم، 

چون اگه شما باور نمی کنید که کسی بدون منفعت کمک می کنه مهم نیست، ما و خدا که از درون خودمون خبر داریم، به خودمون و دلمون که نمی تونیم خیانت کنیم،

لطفاً اگه کسی رو باور نمی کنیم، قضاوت هم نکنیم...

 

پی نوشت: ...

پی نوشت 1: برای من که همیشه کمک کردن به دیگران ابتدا کمک کردن به خودم بودِ... 

پی نوشت 2: هر چیزی که نمی بینیم دلیل بر نبودنش نیست مثل هوا و هرچیزی که باور نمی کنیم هم دلیل بر منطقی نبودن نیست!

پی نوشت 3 : به ندرت شده که دهن باز کنم برای کمک خواستن ولی به ندرت هم پیش اومد که نگم غلط کردم...(البته این که الان به این رسیدم که به ندرت دهن باز کنم برای اینه که قبلاً خیلی تند تند داد زدم کمک و هی با فلسوف ها مواجه شدم و رسیدم به اینجا که اگه بمیرم بهترِ تا باز بگم کمک و باز بخوام جواب سوالای یه فیلسوف رو بدم...)

پی نوشت 4: یکی از نشانه های بی کسی شاید همین باشه که وقتی می خوای کمک بخوای سریع پشیمون می شی...

پی نوشت 5: نمی دونم چرا وقتی کسی دیگه نیست، بهتر باورش می کنیم، اونوقت می فهمیم که داشت راست می گفت.

پی نوشت 6: احتیاط کردن اعتماد نکردن نیست

پی نوشت 7: خواهش می کنم وقت کمک کردن فیلسوف نشیم، وقت کمِ، تا بخوایم جواب سوالاتمون رو بپرسیم و چک لیستمون رو تکمیل کنیم کار از کار گذشته، < ناگهان بانگی برآمد خواجه مُرد...>

 

 


برچسبـهـ ـا : درد و دل, رفیق
♥ پنجشنبه بیست و ششم اسفند ۱۴۰۰ ساعت 13:33 توسط: علی