راستش رو بخوای دلم بدجوری شکست...
قبلا هم پیش اومده...
خیلی هم زیاد...
ولی هیچوقت اینقدر بد نشده بود...
نمی دونم زخم خیلی کاری بود یا من ضعیف شدم...
می ترسم هر دوتاش باشه...
هرچند فرقی هم نداره خیلی...
یکیش هم کافی بود برای زمین گیر شدن...
من که چیزی نمیخواستم...
از روی رفاقت رفتم جلو...
سلام کردم
نفهمیدم چی شد...
فقط دیدم داره از دلم خون می پاشه بیرون...
پی نوشت: خیلی جدی نگیرین... ادم سگ جون تر از این حرفاست...
پی نوشت۲: ...
برچسبـهـ ـا : دردودل, رفیق
♥ چهارشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۰ ساعت 23:50 توسط: علی