رفیق

یه رفیق برای هرکس بخواد دیگه تنها نباشه


 

استاد، قلم به دست گیرم چه نویسم؟

عینک روی چشمم بِزنم تا چه ببینم؟

چون یار شد از مدرسه بیرون، منِ تنها

علامه ی این دهر شوم تا چه بدانم؟

 

 

 

پی نوشت 1: چند شب پیش یه استاد خط پیدا کردم که برم و یکم از بدخطی هام کم کنم، و نیمه های شب این دوبیت به ذهنم رسید.


برچسبـهـ ـا : علی سعیدی, شعر از خودم, رفیق
♥ شنبه ششم آذر ۱۴۰۰ ساعت 13:22 توسط: علی