بعد از حدود نیم ساعت یا ۴۵ دقیقه صحبت، با نگاهی عجیب که قبلا ندیده بودم و لبخند ساختگی ماهرانه گفت: تو خیلی سخت میبُری، ولی اگه بریدی دیگه بریدی علی، درسته؟
یه لبخند زدم و اومدم بیرون...
من به عنوان یه دوست کوچکتر رفته بودم...
برچسبـهـ ـا : علی سعیدی, رفیق, درد و دل
♥ پنجشنبه چهارم آذر ۱۴۰۰ ساعت 1:14 توسط: علی