وقتی توی عصبانیت تصمیم می گیری نتیجه اش جز حسرت و ناراحتی نیست آقای علی آقا که اسم خودت هم گذاشتی رفیق...
تو قبلاً چند بار فهمیدی که یه جای کارِت داره می لنگه...
یه جایی سوراخِ و داره باد می ده...
خودت رو زدی به نفهمی و خوش خیالی بچه...
باید می فهمیدی از کجاست...
از همون جا بود که ذهنت هم کرکره رو کشید پایین که دیگه نیای پشت یه مشت کلمه خودت رو مخفی کنی و کباده درک و فهم بکشی...
از همون جایی که اینو فهمیدی ولی بازم نخواستی باور کنی
"متعجبم ازت که انقدر حرفای وبلاگت دلنشین و جذابه و انگار یه درک عمیق داره از انسان ولی توی واقعیت ..."
تو واقعیت چی؟ حتی اینقدر جرات نداشتی که ازش بخوای جمله اش رو کامل کنه... چون از حقیقت ترسیدی...
اونی که باید سرش به طاق کوبیده بشه علی ه دوست عزیز...
جوری هم باید کوبیده بشه که حقیقت از زیر دندون هاش بریزه بیرون و این جمله رو کامل کنه...
حالا اینجا اومدی پشت این واژه ها مخفی شدی فکر کردی حقیقت عوض می شه علی آقا..؟! نه!!
این نقاب رو از روی چهره ات بردار... بسه علی...
خودت رو گول نزن... همه می دونن چقدر نفهمی...
یه عمر دویدی و پشت نقاب قایم شدی که همه تعجب کنن تو این دنیای پتیاره که به چشم ها هم نمی شه اعتماد کرد یه نفر هست که می شه روش حساب کرد...
بسه علی... خراب کردی...
خودت رو زرد کردی...
حالا همه ازت تعجب می کنن که اینقدر حرفای جذاب می زنی و توی واقعیت...!
من هنوز نمی دونم تو واقعیت چیکار کردی علی ولی هر کاری کردی کار بدی بوده...
پاشو... پاشو خودت رو جمع کن... ژست فلاسفه و آدم های دانا و رفیق خوب ها رو هم نگیر به خودت علی...
بسه هر کار کردی... بسه...
بعضی آدم ها هیچکار نکنن زمین و آسمون راضی ترن ازش...تو هم جزء همونا...
چشمت کور، دنده ات نرم، میخواستی لجبازی نکنی، میخواستی آدم باشی،
می خواستی یه دنده نباشی که کارِت به اینجا نکشه...
می خواستی پاتو به اندازه گیلیمت دراز کنی..
حالا هم سرت رو بنداز پایین و بتمرگ...
بسوز و بساز...
اشی که پختی رو بخور...
دست پخت خودت علی آقا...!!
تو رو چه به این حرفا آخه...
آخه تو چیزی داشتی تو زندگیت که حالا اومدی می گی من بلدم بلدم...
نه کسی دوستت داشت...
نه خوشگل بودی...
نه پولدار...
نه بافهم و کمالات...
نه زور بازو...
نه هیکل...
نه جیگر....
مثلا همین رفاقت، تو رفیقت کجا بود که رفاقت یاد گرفته باشی حالا اومدی می گی من رفیقم!!!
بسه علی.... بسه دیگه..
پاشو که بد خراب کردی...
پاشو
ولی خب با تموم این حرفایی که بهت زدم اینم بهت میگم علی،
هر چی گفتی و هر کار کردی از کسی سوء استفاده نکردی...
هر کاری کردی برای دل خودت کردی و من شاهدم ذره ای توقع از کسی نداشتی...
خیلی از کارها هم که کردی سعی کردی درست باشه ولی نتونستی...
خواستی و سعی هم کردی و نتونستی ولی این تو نتیجه تاثیری نداره...
اینا رو نمی گم که بزنی زیر همه چیز و بری علی اقا، نه... برای رفتن و نبودن همیشه وقت هست...
هنر اینِ که باشی و آدم بشی...
رفتن و نبودن راحت از موندن و بودنه
من و علی اینجا هستیم...
درسته که علی
یه آدم نفهمِ...
یه آدم نادون...
یه نارفیق برا هر کسی دنبال دشمن می گرده...
یه خرس خاله...
ولی هستیم اینجا...
هستیم تا ادم بشیم...
هر کی هم ضرری بهش رسیده بیاد
من همه جور هستم تا جبران کنم...