رفیق

یه رفیق برای هرکس بخواد دیگه تنها نباشه


عشق تو ارزش هر ثانیه مردن را داشت

ارزش طعنه ز دون پایه شنیدن را داشت

آن شرابی که فراق تو مرا ریخت به جام

جام مرگ است ولی ارزش خوردن را داشت

اتش عشق تو افروخت چراغ دل را

دل من سوخت ولی ارزش سوتیدن داشت

فکر روی تو و شور دل من پخت برایم آشی

که نخوردیم و دهان ارزش سوزیدن داشت

بی گنه ما لب تیغ خم ابروی تو سر بسپردیم

چون که جلاد تویی ارزش بسپردن داشت

گر رقیب امد و دزدید تو را حرفی نیست

چون تو خود خواسته ای عرضه ی بردن را داشت

ما که یک عمر فقط آه کشیدیم چه باک

عشق تو ارزش سیگار کشیدن را داشت

نصف این عمر که در خواب و خیالت سر شد

نصف دیگر به یقین ارزش بیدار نشستن را داشت

شعر بی وزن مرا باز نشد قافیه باشی اما

چون که مقصود توئی ارزش گفتن را داشت

پی نوشت1: باز هم مثل همیشه بدی هاش رو ببخشید چون شعر دلی بهتر از این نمیشه...

پی نوشت2: ...

پی نوشت3: ارزش عشق به قدر معشوق است. (پروفسور ابراهیمی دینانی)

پی نوشت4: تقدیم به همه دوستان خوبم که دلشون با شعله عشق افروخته است و منظورم از عشق فقط عشق به جنس مخالف نیست... همه عشق هایی که میشناسید...

پی نوشت5: شب همگی خوش


برچسبـهـ ـا : علی سعیدی, رفیق, شعر از خودم
♥ شنبه ششم شهریور ۱۴۰۰ ساعت 3:37 توسط: علی